تلویزیون

تعرفه تبلیغات در سایت
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس

آرشیو مطالب

جستجوگر

امکانات وب

برچسب ها

مرتضی حیدری مجری صدا وسیما که چندی قبل شایعه خروج وی از کشور و پناهندگی به آمریکا بر سر زبان ها پیچیده بود ، با حضور غرفه بولتن نیوز در نمایشگاه مطبوعات و خبرگزیهاٰ درباره چگونگی شکل گیری این شایعه و ریشه یابی آن توضیحاتی داد .

متن این گفت وگو را می خوانید:

شایعه خروج شما از کشور چندی قبل مطرح شده بود،اساس این شایعه چه بود و چرا در جامعه رواج پیدا کرد ؟ چگونه می توان با این قبیل شایعه پردازی ها مقابله کرد؟

  واقعیت این ماجرا این است که من احساس می کنم رسانه های ما، چه سایت ها ،چه خبرگزاری ها و چه روزنامه ها گاهی با انگیزه های متفاوت مانند جذب مخاطب و یا رقابت با یکدیگر و بعضی دیگر با دشمنی،  مطالبی منتشر می کنند که از اساس با حقیقت فاصله دارد.

اتفاقی که به آن اشاره کردید به این صورت شروع شد که یک سایت ظاهرا، بر اساس مطالب افواهی یک خبری را منتشر می کند و بعد بقیه هم به استناد همان منبع آن خبر بی پایه را نقل قول می کنند. اول خبر نام منبع جدید را می زنند و بعد عین خبر منبع قبلی را چاپ می کنند.



اولا طبق قانون مطبوعات اعتبار منبع به آن خبرگزاری و به آن سایت و رسانه است، صرف این که یک سایتی مطلبی را روی صفحه می گذارد این نمی تواند مستمسک این باشد که ما از خودمان رفع مسئولیت کنیم و خبر را  صحیح تصور  کنیم. این گونه روشها خیلی در فضای رسانه ای و مطبوعاتی ما زیاد شده است. وقتی چنین اتفاقاتی می افتد شما یا باید سکوت کنید که حمل بر صحت می شود یا باید تکذیب کنید که تکذیب کردن شما را داخل یک لوپ می اندازد که انتهای آن ناکجاآباد است، یعنی هر دو حالت شرایط خیلی سخت است. یعنی سکوت خیلی سخت است و تکذیب خبر هم همین طور.

سکوت که می کنیم حمل بر صحت می شود، تکذیب که می کنیم مفهوم آن این می شود که خیلی خوب، حالا که یک حرف جدیدی زده شد دوباره روی آن حرف ، حرف دیگری زده می شود و همین طور کنفرانسی ادامه پیدا می کند. ضمن این که وقتی شما چیزی را تکذیب می کنید کسانی که تکذیب را می بینند و اصل خبر را ندیده اند ، دوباره مراجعه می کنند تا ببینند اصل خبر چه بوده است.



نکته دیگر این که نمی دانم چرا اصولا ذهن جامعه، به پذیرش خبرهای منفی بیشتر علاقه مند است ،یعنی اگر شما از صبح تا شب اعلام کنید کسی فلان کار بزرگ را انجام داده یا اینجا فداکاری کرده، دیروز کلیه اش را اهدا کرده، امروز خون اهدا کرده، آنجا رفته زلزله زده ها را از زیر آوار بیرون آورده کسی آن قدر برایش مهم نیست که بگوییم "حیدری خیابان ورود ممنوع رفت".

گاهی ممکن است بعضی بگویند که این ورود ممنوع کوچک ترین خلافش بوده و مثلا این شش تا کار خلاف را هم انجام داده است! متاسفانه فضای جامعه ما هم این شرایط را خیلی می طلبد.

برای مقابله با این نوع روش ها و یا واکسینه کردن جامعه در مقابل شایعات چه باید کرد؟

 بایدیک مقداری این فضا را بشکنیم. یعنی به نظر من اگر رسانه ها به سمت کار حرفه ای بروند  بهتر می توان با این فضا مقابله کرد . از راه حرفه ای گری هم بهتر می توان نان در آورد و هم مخاطب را جذب کرد، تا این که بخواهیم از راه های غیر حرفه ای و تهمت و افترا و توهین کار کنیم.



ما می گوییم غیبت مذموم است و بالاتر از غیبت گناهی نیست، غیبت مثل خوردن گوشت برادر مرده آدم است. تهمت که مذموم تر از غیبت است چون در غیبت یک چیزی هست که باید نقل کنید اما در تهمت اصلا چیزی وجود ندارد اما  آن موضوع  را به فردی  نسبت می دهند، پس گناهش سنگین تر  است. فردی موضوعی را می سازد و اشاعه می  دهد بعد هم یک عده که در بعضی رسانه ها، متاسفانه شبنامه نویسند و خبرنگار حرفه ای نیستند آن را در جامعه پراکنده می کنند.

خداوند می فرماید: " از راه درست برو و صادق باش، سعادتمند باش" نمیدانم چرا ما می خواهیم گاهی از راه کج برویم، دروغ بگوییم، غیبت کنیم و بعد هم سعادتمند شویم. اینها با هم اصلا قابل جمع نیستند.

در مورد شایعه ای که در مورد خود شما ساخته شد ،ماجرا چگونه آغاز و بعد بزرگ شد؟

کلید این ماجرا در سال 88 زده شد، با سفری که من به خارج کشور داشتم. یک سفر کاملا از قبل مشخص، با مرخصی رسمی سازمانی . تمام همکاران و مدیران سازمان از موضوع خبر داشتند و می دانستند من به سفر می روم و هیچ چیز عجیبی نبود ،اما من هنوز پایم به خارج نرسیده بود که موضوع خروج من از کشور مثل بمب ترکید به عنوان این که فلانی به خارج فرار کرده است بی آن که بپرسند دلیل من برای فرار از کشور چه می تواند باشد؟ به کجا؟ برای چه؟ من کجای دنیا می خواهم بروم که به اندازه ایران آرامش و راحتی و یا موقعیت و امکانات داشته باشم. اصلا من در بین 400 میلیون نفر آمریکایی دیده نمیشوم. چه قابلیتی برای آن جامعه دارم ؟ در ایران من برای خودم موقعیت دارم، شخصیت دارم، کار خوب، درآمد کافی و زندگی خوب دارم. اساسا اگر کسی مختصر عقلی برای من قائل باشد می تواند بفهمد که هیچ دلیلی برای فرار یا پناهنده شدن من به آمریکا نمی تواند وجود داشته باشد.



نکته ی بعدی این که بعد از بروز شایعه، مصاحبه کردم و گفتم آقا من مرخصی بودم  و دارم برمی گردم به ایران، قبل از آن هم من خیلی سفر خارجی رفته بودم منتها هیچ کدام مثل آن سفر خاص صدا نکرده بود. نمی دانم چرا این سفر خاص چنین سر و صدایی کرد! من در دانشگاه بوردو در فرانسه مقطع دکترا مشغول تحصیل بودم از سه چهار سال قبل به آن جا مرتبا رفت و آمد می کردم، آخرین بارهم پارسال رفتم و از تز دکترای خود دفاع کردم. یک ماه هم آن جا بودم، بعد به ایران برگشتم و چند سفر دیگر خارجی هم رفتم و برگشتم.

ظاهرا شایعات راجع به شما تمامی ندارد؟

متاسفانه بله! الان هم مد شده هر کسی در این مملکت اختلاس می کند می گویند فلانی هم شریکش بوده! الان منتظرم ببینم نفر بعدی اختلاس چه کسی هست که من شریکش باشم! آقای امیر منصور آریا، اختلاس می کند من شریکشم! این خیلی عجیب است اگر من سوپرمن هم باشم وبه جای 24 ساعت 72 ساعت هم وقت داشته باشم علی القاعده نباید به این همه فعالیت برسم یعنی هر جا اختلاس می شود می گویند من شریکم نه، همه این شایعات از اساس دروغ است.

ظاهرا شایعه احضار شما هم به دادگاه درست نبوده؟

 تا این لحظه که در خدمت شما هستم نه به دادستانی ای نه به هیچ ارگان دیگری و تحت هیچ عنوان، نه مطلع نه متهم و نه چیز دیگری، احضار نشده ام. سازمان صدا و سیما اتفاقا به این مسائل به شدت حساس است و از طرف حراست، بازرسی، مدیران سازمان هم تا به حال نه در حد یک تلفن و نه حتی در حد یک ابلاغیه و احضاریه، مورد سوال قرار نگرفتم.

زندگی و کار کاملا شفاف و مشخصی دارم، و این شایعات که مقدار زیادی ملک و املاک دارم، کارخانه دارم، سهام دار چند تا بانک هستم کاملابی اساس و بی ربط است ولی حالا چرا این فضاها ایجاد می شود نمی دانم شاید یکی از آسیب های شهرت همین باشد. اصولا شهرت با خودش آسیب به همراه دارد شاید هم کسانی که در برنامه های تلویزیونی هدف انتقادهای ما  قرار می گیرند، دشمنی کنند.

نویسنده : مدیر بازدید : 407 تاريخ : سه شنبه 16 آبان 1391 ساعت: 14:11
برچسب‌ها : مجری مشهور,

دکتر علي اصغر پورمحمدي مدير شبکه سه سيما که کمتر مصاحبه اي از ايشان در مطبوعات به چشم مي‌خورد در گفتگويي با مجله فيلم به تشريح آخرين وضعيت پخش فوتبال هاي داخلي و خارجي پرداختند.

*سالهاست که گفته مي شود تلويزيون فيلم خارجي و مسابقه هاي فوتبال را بدون حق پخش روي آنتن مي فرستد،اما کسي از مسئولان، اين را نمي پذيرد...

درباره فيلم ها توضيحي ندارم چون ما يک اداره کل تامين برنامه خارجي داريم که شش هفت سال است شبکه ها را ملزوم کرده فيلم بدون رايت پخش نکنند. البته به نظر من الزام درستي نيست چون ما عضو قرارداد جهاني کپي رايت نيستيم. آن ها هم دارند کارهاي ما را بدون پرداخت کپي رايت پخش مي کنند. هر وقت عضو شديم، شکايت مي کنيم يا مورد شکايت قرارمي گيريم. حالا به نظرم لزومي ندارد رعايت کنيم اما اين اداره، برخورد مي کند. من سال 81 که در شبکه تهران بودم همه فيلم ها را بدون کپي رايت پخش مي کردم . البته گاهي شرکت هاي قلابي پخش فيلم در ترکيه، امارات و لبنان ادعا مي کنند که نماينده پخش بعضي کمپاني ها توليد کننده هستند يا سند هاي جعلي نمايندگي پخش فيلم هايي را دارند و از اين جعليات به ما هم فروخته اند. خود غربي ها از اينکه فيلم هاي شان در ايران پخش شود ناراحت نيستند، دوست هم دارند که ما فيلم هاي شان را پخش کنيم. اين ماجراها بحران ايجاد نمي کند که فيلمي بدون کپي رايت پخش شود. ما هزاران فيلم از يک کمپاني خريده ايم که شايد يکي از آن ها کپي رايت نداشته باشد و چون مشتري شان هستيم، شکايت نمي کند بکند هم به جايي نمي رسد اما سريال بدون رايت پخش نمي کنيم .

*درباره پخش فوتبال موارد زيادي بوده که با محو لوگو و حذف صدا پخش شان کرده ايد.

تلاش ما اين است که فوتبال و بقيه ورزشها را قانوني بخريم .ولي ما به سيستم چانه زني و خريد در لحظه هاي آخر معتقديم . فرض کنيد يک مجموعه بازي جهاني را ميگويند چهل ميليون دلار مي فروشند، اما ارزشش براي ما سه ميليون دلار است ،بعد از چانه زني و بيا و برو، با هفت هشت ميليون توافق مي کنيم. اما وقتي يک شبکه عربي، پنجاه ميليون يورو حق پخش مسابقه‌هايي را مي‌فروشد که به ما سه ميليون دلار نمي فروشند ، ما هم تا آخرين لحظه ها چانه زني مي کنيم اگر شد مي خريم اگر نشد بدون حق پخش از تصويرهايشان استفاده مي کنيم آن ها هم چاره اي ندارند و در آخر سر يک قيمت توافق مي کنيم چون وضع شان مثل يخ فروشان در تابستان بندر لنگه است که يخ شان دارد آب مي شود ، کسي بخرد يا نخرد از دست شان مي رود . مواردي هم بوده که بدون رايت پخش کرديم.

* آخرين موردش چي بوده است ؟

يادم نيست شايد سوپر جامي يا چيزي ازاين دست بوده. اغلب دنبال خريد قانوني بوده‌ايم . بعضي از رويداد هاي مهم مثل المپيک را از طريق اتحاديه راديو و تلويزيون آسيا و اقيانوسيه مي خريم.

*حق پخش يورو 2012 را چند خريديد؟

حدود ده ميليون دلار ، دقيقش را نمي دانم چون مذاکره ها در حوزه معاونت مالي و اداري خريد انجام مي شود و بنده هم در جلسه ها شرکت مي کنم.

*راستي اين قضيه اختلاف فدراسيون فوتبال با تلويزيون بر سرحقوق پخش بازي ها چه بود و به کجا کشيد ؟

خيلي از سوال هايي را که مي پرسيد مربوط به کل سازمان است که بنده نبايد پاسخ بدهم پاسخ اين سوال شما را هم آقاي مهندس تقدس نژاد معاون سازمان در حوزه مالي و اداري بايد بدهند ايشان نماينده سازمان در قرارداد في مابين تلويزيون با فدراسيون فوتبال بوده و هستند .

*اين قرارداد چيست ؟

قرارداد تلويزيون با فدراسيون فوتبال براي پخش بازي ها، يک قرارداد سه ساله است که الان در سال دوم آن قرار داريم. امسال تلويزيون بايد 135 ميليارد ريال براي پخش بازي ها بپردازد؛ در حالي که تلويزيون منافع و سهم خود را در آگهي هاي تبليغاتي دور زمين هاي فوتبال به فدراسيون بخشيده است. در همه جاي دنيا تبليغات دور زمين و ساير تبليغات با حق پخش با هم ديده مي شود. يعني يک رسانه حق پخش را مي خرد و تبليغات دور زمين را هم دارد. فدراسيون فوتبال طبق قانون حق ندارد و نمي تواند اين قرارداد را زير پا بگذارد و آن را خودسرانه فسخ کند؛ چون همان طور که مي دانيد همه قراردادها براي فسخ، شرايط و مواردي دارند که خوشبختانه در اين قرارداد شرايط فسخ به صراحت ذکر شده و جاي هيچ گونه تفسير و تأويل خاصي باقي نمي گذارد. فدراسيون فوتبال در حالي که حق پخش را به صدا و سيما فروخته و مبلغ سال اول آن را کامل دريافت کرده و حق فسخ يکطرفه قرارداد را نداشته و ندارد، با انجام يک خطاي محرز اين مال فروخته شده را به فرد ديگري نيز فروخته است. به قول حقوق دانان اين فروش مال غيرمحسوب مي شود و کار فدراسيون فوتبال طبق قانون جرم محسوب مي شود وعلاوه بر پرداخت خسارت و جرايم قانوني، قانون گذار براي عامل يا عاملان بين يک تا هفت سال زندان در نظر گرفته است. متاسفانه مسئولان فدراسيون بدون توجه به رعايت قوانين گول يک واسطه سودجو را خورده اند؛ واسطه اي که روزنامه دارد و روش هاي تبليغاتي و جناجال سازي را خوب مي داند. آنها به دنبال پروژه شکست خورده سي دي کردن فوتبال بودند و شعارها و جنجال هايي عليه صدا و سيما راه انداختند؛ سازماني که به نظر همه ورزشکاران و فدراسيون هاي ورزشي خدمات عظيمي به ورزش کشور کرده و وظيفه اش هم بوده است. مسئولان محترم فدراسيون فوتبال نبايد فراموش کنند که ايران کشور بزرگي است و صدا و سيماي ما هم سازمان بزرگي است و از ارکان مهم و اصلي کشور محسوب مي شود. مردم ايران اجازه نمي دهند ورزش کشور و فوتبال بازيچه يک واسطه سودجوي پول پرست شود؛ کسي که فقط به پول مي انديشد و اندکي منافع مالي و منافع مردم ايران و فوتبال دوستان را در نظر نمي گيرد. توصيه من به آقاي کفاشيان که فرد مؤمن و دلسوزي هستند، اين است که راه خود را از افراد فرصت طلب جدا کنند و مشاوران خود را از افراد سالم و دلسوز و مؤمن و باشرف و وطن پرست انتخاب کنند تا شايد بشود براي پيشرفت اين فوتبال کاري کرد... ان شاء الله.

*اين درست است که برنامه نود پربيننده ترين برنامه طول تاريخ تلويزيون است؟

نه. در ميان برنامه هاي ورزشي بهترين و پربيننده ترين است اما سريال هايي داشته و داريم که پربيننده تر از نود هستند و کم هم نيستند.

*اما يکي از برنامه هاي پردوام بوده. وقتي هفت داشت راه مي افتاد خيلي ها مي گفتند اين برنامه قرار است نود سينمايي باشد. اما پيدا بود که جامعه سينمايي ما ظرفيت و طاقت برنامه اي با رويکرد نود را ندارد و عملا هم ديديم که اين اتفاق افتاد. تا جايي که شنيده ايم در اين ده يازده سال عمر برنامه نود شما از آن و فردوسي پور خيلي حمايت کرده ايد اما انگار از هفت و جيراني حمايت نکرديد و عمر برنامه او پس از دو سال به آخر رسيد. روايت خودتان از اين اتفاق چيست؟

ما پشتيبان همه برنامه ها و برنامه سازان هستيم؛ تا وقتي خوب کار مي کنند. نود هم خوبي ها و ضعف هايي داشته اما چون در مجموع به نفع فوتبال بوده، نه من که سازمان و آقاي مهندس ضرغامي و دکتر دارابي از اين برنامه، در دوره هاي گوناگون، حمايت کرده اند. من هم به سهم خودم نه تنها از نود که از بقيه برنامه ها هم حمايت مي کنم تا پا بگيرند و دل گرم باشند. ما بايد رابطه خوبي با تهيه کننده ها داشته باشيم که بتوانند خوب کار کنند. نود هم فراز و فرود داشته. يک جاهايي اغراق آميز انتقاد کرده و جاهايي بيش از حد به يک مساله کوچک پيله کرده و آبروي آدم ها را برده است. انتقادهايي به نود بوده که وارد است و به آقاي فردوسي پور هم گفته ايم. بارها گفته ايم که حق نداريم آبروي مسلمانان را ببريم. نمي شود ساعت 2 شب، درباره يک نفر حرف زد و بعد به او زنگ بزنيم که بيا از خودت دفاع کن. قبلش بايد با او هماهنگ کرد که لااقل بيدار باشد. به هر حال نود درباره فوتبال است، خدمت کرده و ما هم پشتيبانش هستيم. البته مواقعي هم بوده که حمايت نکرده ايم چون قابل حمايت نبوده است.

نویسنده : مدیر بازدید : 474 تاريخ : سه شنبه 4 مهر 1391 ساعت: 18:58
برچسب‌ها : حق پخش لیگ برتر,

روایت رضا داودنژاد از روزهای بیماری / به همه خیلی سخت گذشت + عکس 
سینما - رضا داودنژاد بعد از گذراندن یک دوره طولانی درمان و به گفته خودش تحمل روزهای سخت بالاخره به خانه بازگشت.
رضا داودنژاد در گفت‌وگو با ایسنا از دلیل بیماری و روزهای بستری شدن در بیمارستان «نمازی» شیراز گفته است. بخش‌های از این گفت‌وگو را می‌خوانید:
 
- اصل داستان مریضی من این بود که زمانی بسیار چاق شدم و چاقی بیش از حد، باعث شد چربی دور کبدم را بگیرد. چهار سال سعی کردم که لاغرتر شوم و چربی‌های دور کبد هم شروع کرد به آب شدن. در این شرایط کبد باید دو برابر حالت عادی کار می‌کرد، اما نکته مهم اینجا بود که من پس از دو سال به دلیل مشغله کاری و بی‌توجهی، داروهایی که دکتر برای کم کردن وزن به من داده بود استفاده نمی‌کردم. در واقع وقتی می‌دیدم خوب وزن کم می‌کنم، فکر می‌کردم همه چیز ردیف است در حالی که کبدم مدام در حال بدتر شدن بود.
 
- آخرین کارم سریالی بود که عید نوروز با نام «فراموشی» پخش شد. من قبل از این سریال هم چند ماهی بسیار پرکار بودم. در مدتی که در «فراموشی» بازی می‌کردم، حدود هفت ماه بود که فشار کاری بسیار زیادی را تحمل کرده بودم. همین فشار باعث پیشرفت مریضی من شد. آن زمان خیلی بی‌حال بودم و اشتهایم کامل از بین رفته بود، اما نمی‌دانستم مشکلم چیست و مدام سرم را با کار گرم می‌کردم. آن‌قدر اشتها نداشتم که در روز شاید فقط یک وعده سالاد می‌خوردم و آقای سلطانی (کارگردان «فراموشی») و بچه‌‌های دیگر می‌گفتند که تو داری خودکشی می‌کنی! اما دست خودم نبود اشتها نداشتم.
 
- کبد عضوی است که اگر 90 یا 95 درصدش دچار مشکل نشود، بیمار متوجه نمی‌شود که چه بلایی برسر او آمده است. اتفاقا مرگ براثر مشکل کبدی هم درد ندارد. خلاصه اگر یک هفته دیرتر به شیراز منتقل شده بودم به کما می‌رفتم
 
- زمانی که به شیراز رفتم، شایعه خیلی زیاد بود. یک‌سری می‌گفتند چون فلانی بازیگر بوده،‌ زودتر و خارج از نوبت عملش کرده بودند، در صورتی که مدارک پزشکی من نشان می‌دهد که چرا بلافاصله پس از انتقال به شیراز زیر تیغ جراحی رفتم.
 
- در آزمایش‌های مربوط به کبد، آزمایشی وجود دارد که «بیلی‌روبین» هر فردی را اندازه می‌گیرد و این شاخصه در یک آدم سالم و عادی معادل 1/3 است. در بخش ما که مربوط به پیوند کبد در بیمارستان نمازی شیراز بود، بیمارانی که وضعیت‌شان خیلی حاد بود، «بیلی‌ربیون»‌شان عدد 25 را نشان می‌داد، اما هنگامی که از من آزمایش گرفتند دیدند که «بیلی‌روبین» 40 است! یعنی یک چیزی بعد از وضعیت اورژانسی.


 
- در کمیسیون پزشکی غیر از تیم دکتر آقای ملک‌حسینی که دکتر جراح من بودند، باید یک پزشک دیگر هم وضعیتم را تایید می‌کرد و جالب است که آن پزشک به پدرم گفته بود که برای عمل شاید یکی، دو روز بیشتر فرصت نداشته باشم یعنی تا این حد وضعیتم وخیم بود، اما نمی‌دانم چرا برخی آن شایعات را مطرح کردند.
 
- واقعا باید با آن وضعیتم از تیم دکتر آقای ملک حسینی و پرسنل بیمارستان نمازی شیراز تشکر کنم. اتفاقی که سالانه در این بیمارستان می‌افتد بسیار خاص است. آن‌طور که من پرسیدم، سال قبل 370 پیوند کبد در بیمارستان نمازی انجام شده و در سه ماهه نخست امسال هم تنها 100 پیوند کبد داشته‌اند. با این فشردگی عمل‌ها تصور کنید که باید چقدر فکرشان مشغول باشد. بعضی وقت‌ها، با تیم جراحی یا پرسنل صحبت می‌کردم و کم کم در روز‌های آخر این که بگویند دو سه روز است که به خانه نرفته‌اند برایم عادی شده بود.
 
- دم در این شرایط، اخلاقش تند شود یا طبیعی است که حوصله نداشته باشد، اما انگار دکتر ملک حسینی، تیمش و پرسنل بیمارستان کمی از آدمیزاد با آن تعاریف ما بدور هستند! چون رفتارشان آنقدر مهربانانه است که نمی‌توانم توصیفش کنم.
 
- اگر کسی شیراز نرفته باشد شاید متوجه نشود که چه می‌گویم، اما مردم شیراز خیلی خاص هستند. خیلی خوش هستند و واقعا تهران در مقابل شیراز شهر مردگان است! آن‌قدر مهربان هستند که از معاشرت با آن‌ها خسته نمی‌شوید و اتفاقا خیلی هم هوای‌تان را دارند.
 
-فعلا سرکار نمی‌توانم بروم. بازی در یکی از سریال‌های مناسبتی ماه رمضان پیشنهاد شد که تیم سازنده خیلی هم با شرایط من کنار می‌آمدند، اما من الان بیش از چهار پنج ساعت که بیرون می‌مانم خسته می‌شوم در حالی که کار بازیگری نیاز به تلاش 10، 12 ساعته در روز دارد و برای من چنین کاری بسیار سخت و در حال حاضر نشدنی است. به هر صورت دیدم هم آن‌ها اذیت می‌شوند و هم من. به همین دلیل تصمیم گرفتم چند ماهی را استراحت کنم.
 
- برخی از مردم هم می‌گویند وقتی تپل بودی، بانمک‌تر بودی. حتی خانمی در فرودگاه با بغض به من گفت؛ پسرم چرا اینقدر لاغر کردی؟ من تو را که می‌دیدم یاد پسرم می‌افتادم که در خارج از کشور زندگی می‌کند. ما تو را همانطور که بودی دوست داشتیم.
 
- در هر صورت این نوع علاقه مردم است، اما من دوست داشتم کمی هم نقش‌های متفاوت بازی کنم. شاید تهیه‌کننده‌ها بگویند ما تو را آنگونه که قبلا بودی دوست داشتیم. به خاطر همین من از بچگی در کار تولید فعالیت کردم و زیر و بم آن را بلدم. اگر با سیستم بدنی جدیدم کسی دوست نداشته باشد من را در فیلمش بازی دهد، می‌توانم برای خودم پارتی بازی کنم و در فیلم‌هایی که خودم در تولیدش نقش دارم، رل‌هایی را بازی کنم.
 
- کلا در این مدت، خانواده‌ام خیلی اذیت شدند. در مدتی که بستری بودم، عمه، پسرعمه، مادربزرگ، پدر، همسر و پدر همسرم به صورت مداوم در کنارم بودند و به همه خیلی سخت گذشت. طوری که وقتی که دیروز به همراه همسرم وارد خانه شدیم، احساس کردیم که چند سالی را ایران نبودیم و البته حضور در خانه برایمان به شکل یک آرزو در آمده بود.
 
- مسئولان مختلفی پیگیر کارهایم بودند. از تلویزیون، آقای پورمحمدی (رئیس شبکه سوم سیما) واقعا لطف داشتند و از ابتدا تا انتهای مریضی‌، وضعیتم را پیگیری می‌کردند. خانم دکتر دستجردی (وزیر بهداشت) هم خیلی به ما کمک کرد. همان اوایل آقای شمقدری، آقای میرعلائی و آقای مسچی هم به دیدنم آمدند و پیگیر وضعیت بیمه‌ای‌ام بودند. باید از همه این مسئولان تشکر کنم.
 
- داستان بیمه در کشور ما واقعا جالب است. مثلا جعبه قرص 10 هزار تومان با بیمه می‌شود 2 هزار و 700 تومان، اما من در پیوند کبد، باید قرص‌هایی که هرکدام از آن‌ها 200 هزارتومان است و یا آمپول یک میلیون تومانی مصرف کنم که هیچ‌کدام جزو بیمه نیستند!
 
- یک دوره مصرف آنتی‌بیوتیک برای کسی که پیوند کبد کرده، حدود 10 میلیون تومان هزینه دارد و این فقط شامل مصرف آنتی‌بیوتیک‌ها می‌شود. واقعا اگر کمک خیرین نبود، نمی‌توان متصور بود که مثلا یک کارگر یا کارمند و یا خیلی‌های دیگر بتوانند از پس چنین هزینه‌ای بربیاید
 
- آرزویم این است که فرهنگ اهدای عضو در خانواده‌ها جا بیفتد. من خودم پنج سال قبل کارت اهدای عضو گرفتم و دیدیم که چگونه به کمک دیگران در این زمینه نیازمند شدم. باید از خانواده مرحوم محمدرضا کاکاوند هم که کبد ایشان را گرفتم و علاوه بر من به چهار فرد دیگر هم زندگی بخشید، تشکر کنم.
 
- مرحوم کاکاوند یکی از خطاطان معروف شیرازی بودند که قرآن، نهج‌البلاغه و دیوان حافظ را با خط زیبای خود به نگارش در آورده بود و خانواده و فرزندان بسیار محجوبی داشت. جالب است بدانید که همسر و مادر مرحوم کاکاوند خودشان من را انتخاب کرده بودند و گفته بودند که کبد ایشان به من پیوند زده شود.
 
- نمی‌توانم لطف مردم را فراموش کنم. در این 15، 16 سال که در تلویزیون و سینما بازی می‌کنم، مدام افراد در خیابان دورم جمع می‌شدند و یا از دور و نزدیک سلام می‌کردند، اما وقتی در این شرایط قرار گرفتم، تازه متوجه شدم که مردم تا چه حد به من لطف دارند. خیلی‌ها از شهرستان‌های مختلف تماس می‌گرفتند و برایم دعا می‌کردند و خیلی های دیگر هم وقتی مرا می‌بینند آن‌قدر ابراز لطف می‌کند که نمی‌دانم چه بگویم. این حد از لطف و علاقه مردم را تا همین چند وقت قبل درک نمی‌کردم و برایم عجیب و غیرقابل باور بود.
 
- من در بیمارستان نمازی، مریض کبدی دیدم که در عرض یک‌سال و نیم کبدش نابود شده بود چون از این قرص‌های ماهواره‌ای ریزش مو یا قرص لاغری خورده بود. در شیراز تا دلتان بخواهد افرادی هستند که از این قرص‌های ماهواره‌ای یا کبدشان از بین رفته بود یا سرطان گرفته بودند. مردی بود که آنجا می‌گفت تا همین چند روز قبل اصلا نمی‌دانسته کبد کجای بدن است، اما همسرش به دلیل مصرف قرص‌های ریزش مو، در عرض یک‌ماه‌ و نیم، 90 درصد کبدش از بین رفته و به پیوند کبد نیاز داشت. من از مردم خواهش می‌کنم که از این قرص‌ها که هر روز انواع اقسام‌شان برای ریزش مو، افزایش قد، کاهش و افزایش وزن، ترک اعتیاد و ... بیشتر می‌شود، استفاده نکنند.

نویسنده : مدیر بازدید : 292 تاريخ : شنبه 24 تير 1391 ساعت: 14:01

شبکه انیمیشن سیما راه‌اندازی شد


پخش آزمایشی شبکه‌ انیمیشن سیما از امروز آغاز شد.
 به گزارش  فارس، پخش آزمایشی شبکه‌ انیمیشن سیما امروز با حضور جمعی از مدیران سیما آغاز شد.
 
این شبکه روی آنتن دیجیتال دریافت خواهد شد و فعلا زمان پخش آن دو تا چهار ساعت است.
 
مدت‌زمان پخش این شبکه به تدریج افزایش خواهد یافت.

نویسنده : مدیر بازدید : 331 تاريخ : سه شنبه 13 تير 1391 ساعت: 21:46
برچسب‌ها : شبکه انیمیشن,

خبرنامه

عضویت

نام کاربري :
رمز عبور :